جبهه ملي افغانستان به عنوان يكي از بزرگترين ايتلاف هاي سياسي كشور، نقش مهمي در تب و تاب هاي سياسي حداقل دو سال اخير داشته است.
اين جبهه به همان اندازه كه اميدهاي كلان در ميان مردم افغانستان ايجاد كرد، سبب تشويق حلقات قدرت و گروههاي انحصار طلب خودكامه در كشور گرديد، چرا كه جبهه ملي هم به لحاظ تركيب و هم به لحاظ اهداف و برنامه هايي كه مطرح ساخت، ساختار فاسد موجود و شكل بندي ساز و كارهاي حاكم بر نظام رهبري را به چالش گرفت و چشم انداز نو و اميدبخشي را در برابر مردم افغانستان باز كرد.
همان گونه كه پيش بيني مي شد، تصميم گيري در مورد حمايت از يك كانديد واحد، گرهگاه اصلي جبهه ملي و نقطه ي عطف حيات سياسي آن به شمار مي رفت، هر اندازه كه زمان اين تصميم گيري نزديك تر مي شد، لرزش ها و نوسانات در روند كار جبهه، بيشتر پديد مي گرديد و فضاي شك و ترديد در ميان اعضاي آن گسترش مي يافت.
از لحاظ ظاهر قضيه، جدا شدن جناب مارشال فهيم از جبهه شايد يك ضربه ي جبران ناپذير بود و يا نوع برخورد جناب معاون اول با قضاياي سياسي، دلگير كننده و ياس آور مي نمود اما ضربه ي اصلي بر جبهه از ناحيه ي كساني صورت گرفته و مي گيرد كه يك بازي نامردانه و كثيف را با جبهه ملي در پيش گرفته و چندگانه و چندزبانه با آن بازي مي كنند.
بدنه ي مردمي جبهه ملي به آساني مي تواند درباره ي كساني كه به خاطر نوع ديد و برداشت سياسي خود از جبهه جدا شدند داوري كند، چنان كه اين داوري هم صورت گرفت اما درك بازي هاي مجمل و گمراه كننده براي خيلي ها دشوار است.
جبهه ملي افغانستان كه در آن نيروهاي وفاداري كه در آن اهداف اصول و اهداف خود را حفظ كرده كم نيستند و علي رغم شكست و ريخت ها يك نيروي تاثيرگذار سياسي در كشور به شمار مي رود، همچنان با آفت هاي دروني و چالش هاي بيروني روبروست، اگر رهبري و اعضاي جبهه ملي براي از بين بردن اين آفت اقدام نكنند و دست به بازسازي مجدد نزنند.
زمينه ي شكل گيري چنين ايتلاف ها كه بتوانند در چشم مردم اعتبار و اميد ايجاد كنند، براي مدت هاي طولاني از بين خواهد رفت و فرهنگ سياسي جديد شكل خواهد گرفت كه درون مايه ي آن را دروغ و خيانت و معامله گري تشكيل مي دهد.
جبهه ملي افغانستان يك ساختار تشكيلاتي دموكراتيك دارد، بايد مقامات رهبري در آن به شكل دوره يي انتخاب گردند. شوراي اجراييه جبهه ملي افغانستان مركب از كميته ها بايد نيروي كاري خلاق و دايما فعال و با ابتكار مي بود.
اين جبهه بايد از پايگاههاي مردمي و از نفوذ طبيعي گسترده در ميان مردم، استفاده ي بيشتر مي كرد و همان گونه كه بارها تاكيد كرد بايد از محدوده ي دفاتر و خانه هاي لوكس رهبران به ميان مردم در دورترين مناطق مي رفت و چنان كه ادعا مي كند، با درد و رنج و گرفتاري مردم، خود را شريك مي ساخت؛ اما متاسفانه چنان كه انتظار مي رفت اين جبهه نتوانست رابطه و پيوند خود را با اقشار مختلف مردمي استحكام بخشد و از نيروي عظيم آن ها در جهت اهداف قانوني خود استفاده كند.
رهبري ضعيف، نيروي فعال دروني جبهه ملي را زمين گير ساخت و بازي هاي گنگ و معامله گرانه، فضاي بدبيني در ميان شمار زيادي از اعضاي جبهه ملي را تشديد بخشيد. اگرچه شمار زيادي از اعضاي شوراي رهبري جبهه ملي با برخي فيصله هاي شوراي رهبري جبهه ملي در كمال از خودگذري و انعطاف، همسويي نشان داده اند، اما از كوشش براي بازسازي و تقويت جبهه ملي و جلوگيري از تك روي ها لحظه يي فروگذار نكرده اند، اين تلاش ها و كوشش ها بايد ادامه پيدا كند تا زمينه ي مناسب براي تفاهم ملي در كشور فراهم گردد.
چنانكه نشانه ي چنين تلاش ها و كوشش ها در ميان شمار زيادي از اعضاي شوراي رهبري جبهه ملي اكنون به چشم مي خورد، جبهه ملي افغانستان حداقل به اين ادعاي خود وفادار مانده است كه يك تيم نسبتا مناسب و شايسته يي را براي رهبري آينده ي كشور برگزيده و تلاش نكرده است كه كساني را از ميان خود مطرح كند. آنان كه جبهه را ترك كردند، شايد ديد و برداشت شان متفاوت از ديگران بوده و خير خود را در ترك جبهه ملي ديده اند، اما رهبري جبهه بايد مانع كساني گردد كه در درون جبهه ملي حضور دارند اما بازي هاي كهنه و نو را با آن در پيش گرفته اند.
هسته ي مركزي جبهه ملي و شخصيت هاي وفادار به اهداف و برنامه هاي آن امروز بيشتر از گذشته متشكل تر مي شوند و در صدد بازسازي دروني و تقويت آن برآمده اند. عملكرد بعضي ها در درون جبهه ملي، تجربه ي سياسي ساير اعضا را غني تر ساخته و عزم ايشان را براي تحقق اهداف جبهه ملي و ايستادن در خط سياسي و فكري ترسيم شده در منشور آن كه با قلم شهيد راه آرمان جبهه ملي شيهد سيد مصطفي كاظمي نوشته شده بود، جزم تر ساخته است.
براي جبهه ملي، مهم ترين مساله، ايستادن در پاي آرمان هايي است كه مطرح كرده است؛ هرچند كه اين وفاداري و پايبندي، قيمت كلاني داشته باشد.
گفته مي شود كه شماري از شخصيت هاي موثر جبهه ملي افغانستان در تلاش اند تا در گفتگو با چهره ها و گروههاي سياسي بيرون از جبهه، ساختار تشكيلاتي جبهه ملي را بازسازي و توسعه ببخشند و در اين راستا، گفتگوها و رايزني ها ميان شماري از شخصيت هاي جوان تر جبهه ملي افغانستان به صورت فشرده جريان دارد.
اولتراز همه سلام های خود را خدمت مسوولین محترم سایت آریانانت تقدیم میدارم
جبهه ملی از آوان تاسیس دو نوع عکس المعل را به باخودداشته عکس العمل امید برای مردم که از نظام فعلی که نتنها خدمت برای مردم نکرده بلکه در تمام عرصه ها جز بدبختی فقر و وسعت دامنه جنگ دیگردست آورد نداشت زنده ساخت زیراجبهه ملی بایک تشکل قوی مردمی که از اقشار احزاب و گروه مختلف روی یک آرمان واحد با یک اندیشه واقعآملی که باعث بیرون رفت از بحران کنونی میشد ارز وجود کرد ازسوی دیگر گروه وابسته به ارگ بوددر راس کرزی و بانداش که با یک نوع دلهره و تشویش ازین تشکیل جبهه ملی از روز اول دست به توطعه و آشوب گری بخاطر از بین بردن جبهه شروع کردن که الی یکجا شدن جناب مارشال و بعضی افراد بی هویت وبی اندیشه به بقا خویش تا الحال ادامه دادو میدهد اما حالا نیز وقت است که جبهه خودرا از لوس همجو افراد تصفیه نموده وبه حلقات و گروه های قوی ملی خارج از جبهه مذاکرات و توافقات را به میان آورده زیرا هستند گروه ها و افراد با رسوخ که با خطوط کلی فکری جبهه موافق و هم نظر میباشند بنآتجدید نظر در رهبری و اعضا جبهه یک عمل نیک وخیر میباشد